فایل word مقاله ولايت فقيه در حکومت اسلام

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

 فایل word مقاله ولايت فقيه در حکومت اسلام دارای 32 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل word مقاله ولايت فقيه در حکومت اسلام  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه فایل word مقاله ولايت فقيه در حکومت اسلام

مقدمه  
تبیین جایگاه علمی – سیاسی فقیه در عصر حضور  
ولایت ریشه لغوی و معنی اصطلاحی آن  
تحقّق‌ معانی‌ مختلفه‌ ولایت‌ در مصادیقش‌, به‌ نحو اشتراک‌ معنوی‌ است‌؛ نه‌ لفظی‌  
ولایت امام و تفسیر آیه: اطیعو الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم  
در أثر ولایت‌ إمام‌ معصوم‌, خلائق‌ به‌ أقصی‌ درجه‌ کمال‌ إنسانیّت‌ میرسند  
فرق‌ بین‌ سنّی‌ و شیعه‌, جواز و عدم‌ جواز اجتهاد در برابر نصّ است‌  
منابع :  

مقدمه

              نخستین آتش کینه و عداوتی که در اسلام, بلافاصله پس‏از رحلت پیامبر اکرم(ص) زبانه کشید, اختلاف در مسأله امامت و ولایت سیاسی و چالش انتصاب و انتخاب بود. قاطبه مسلمانان, بردو نکته اتّفاق نظر داشتند و بریک نکته, اختلاف می‏ورزیدند. در تعریف امامت و در وجوب تعیین امام, همه, یک صدا بودند و امامت را چنین تعریف می‏کردند

(ریاسه عامّه فی أُمور الدین و الدنیا).(1)

              تلقی همگانی, این بود که تمامی امور و شؤون دینی و دنیوی مردم, مانند زمان رسول اکرم(ص) باید تحت ولایت و تدبیر یک نفر باشد, امّا در این نکته اختلاف داشتند که: (آیا وجوب تعیین امام, وظیفه و تکلیف جامعه است یا کاری است که از سوی شارع باید انجام شود؟)

              اهل سنّت, به‏نظریه نخست و انتخابی بودن امامت گرویدند و شیعیان, معتقد به‏نظریه نصب شدند و در نتیجه, دو مسیر پرفراز و نشیب تاریخی در مسأله مشروعیّت گشوده شد

              پس‏از حادثه سقیفه, نظریه نخست غالب شد و نظریه دوم, مغلوب میدان گشت. و از آن روز, پیروان اهل‏بیت(ع) به‏عنوان گروهی که برای آن‏ها مشروعیّت نظام سیاسی, مورد سؤال است, در جامعه اسلامی مطرح شدند

              این گروه, در زمان خلافت خلفای راشدین, با توجه به‏شرایط جامعه و برای حفظ اساس اسلام و پای‏بندی نهاد قدرت به‏رعایت ظاهر شریعت, آرام بودند,پس‏از پایان حکومت علوی و عصر خلفای راشدین با توجه به‏انحرافات دستگاه خلافت, فعالیت‏های آنان چهره‏ای دیگر به‏خود گرفت. عترت طاهره(ع) حجیت علمی و مشروعیّت سیاسی دستگاه خلافت و روحانیت وابسته به‏آن را نمی‏پذیرفتند و متقابلاً دستگاه خلافت هم, بیش‏ترین تهدید و بزرگ‏ترین رقیب خود را از این ناحیه می‏دید و لذا برای سرکوبی این حرکت از هیچ اقدامی فروگذار نبود

              نهاد حاکم, نه تنها از فعالیت سیاسی اهل‏بیت(ع) بیمناک بود, بلکه اجازه نمی‏داد بیت عصمت, حتی به‏عنوان یک مرجع علمی, مورد توجه عامّه مردم قرار گیرند

              این, در حالی بود که تازه مسلمانانِ بیشماری که در اثر فتوحات اسلامی, به‏این مکتب گرویده بودند, بی‏خبر از همه جا, حقیقت اسلام ناب را در چهره حاکمان اموی و عباسی جویا می‏شدند و در هجمه تبلیغاتی دستگاه و عالمان وابسته به‏آن, هیچ گونه آشنایی با عترت طاهره, به‏عنوان عِدْل قرآن نداشتند

              پس‏از واقعه کربلا – که به‏نقل مورخان, معتقدان برامامت امام سجاد(ع) از سه یا پنج نفر, تجاوز نمی‏کردند(2) – عترت طاهره(ع) به‏فعالیت‏های زیربنایی فرهنگی و سیاسی دست زدند. تلاش در ایجاد رابطه با مردم, با تربیت موالی و ازدواج با زنان غیر عرب و پرورش شاگردان لایق, مراعات تقیّه برای حفظ اساس تشیّع, وارد کردن چهره‏های بزرگ شیعه در مراکز حسّاس حکومتی, تقیّه کردن در مسأله امامت و تبیین زوایای نهفته آن, مانند عدم مشروعیّت انتخاب, زمینه‏سازی برای غیبت امام زمان(عج), تأسیس تشکّل بزرگ برای پیوند با پیروان خود در سراسر جهان اسلام, از طریق ایجاد شبکه وکلا, محورهایِ اصلیِ این جهاد طولانیِ بیش از دو قرن بود

              تأثیر عمیق و ژرف این حرکت مستمر, در دو چیز عمده بود: یکی ایجاد زمینه‏های لازم ذهنی برای غیبت کبرا و حفظ و توسعه پیروی از مکتب اهل‏بیت(ع) در این دوره حسّاس پرخطر, و دیگر, تعیینِ تکلیف برای شیعیان و این که به‏چه فرد یا گروهی در عصر غیبت مراجعه کنند و چه افرادی را به‏عنوان محور زندگی خود قرار دهند

              حال برای آشنایی بیش‏تر با این تلاش بزرگ و تأثیر آن در بحث ولایت فقیه و پردازش شالوده ولایت فقیه در این برهه خاص, به‏برخی از زوایای آن می‏پردازیم

تبیین جایگاه علمی – سیاسی فقیه در عصر حضور

اهل‏بیت(ع) که از بعد سلبی, خلافت و مراکز علمی و مذاهب فقهی وابسته به‏آن را فاقد هر نوع مشروعیّت ارزیابی می‏کردند, از بعد ایجابی, برای اثبات حقانیت خود, در هر دو مسأله (مرجعیت علمی و رهبری سیاسی) باید تمهیداتی را ایجاد می‏کردند. ایشان – که حجیت سیره‏شان و مشروعیّت امامتشان, مستند به‏تعالیم رسول اکرم(ص) بود – با این پشتوانه, نخست, به‏تربیت افرادی زبده در فنون مختلف فقهی و کلامی و تفسیری دست زده و با این شیوه, شالوده تشکیل حوزه‏های علمی و فقهی را در مناطقی مانند مدینه و کوفه برپا کردند. این حوزه‏ها, براساس یک سیاستگذاری عالمانه با هدفی معین و برنامه‏ای روشن شکل گرفتند و آن گاه به‏تدریج, با گسترش و تعمیق آن, حوزه‏های علمی بزرگ در طول تاریخ, مانند قم و حلب و حلّه و بغداد و ری و جبل عامل و نجف شکل گرفت که همه همچون حلقه‏های زنجیر, به‏خاندان عصمت(ع) متصل می‏شد.(3)

امامان معصوم(ع) – که در مراکزی مانند مدینه حضور داشتند – برای پاسخگویی به‏نیاز علمی و سیاسی پیروان خود – که با توجه به‏شرایط سخت تقیّه و بعد مسافت و آسان نبودن ارتباط, خود, مستقیماً نمی‏توانستند به‏امام خویش مراجعه کنند – پس‏از آماده‏سازی انسان‏هایی فهیم و پاک, آنان را به‏طور خاص و با نام و یا بدون نام و تحت عناوینی کلّی, مانند (راویان حدیث اهل‏بیت) و (آشنایان با حلال و حرام این مکتب), به‏مردم معرفی می‏کردند تا مشتاقان حقایق وحی, هم معالم دین خود را از ایشان اخذ کنند و هم در مشکلات اجتماعی, ایشان را پناهگاه خود قرار دهند. همان فقیهان بزرگی که شاگردان بی‏واسطه اهل‏بیت(ع) شمرده می‏شوند و سلسله فقیهان عصر غیبت به‏واسطه آنها با فقه اهل‏بیت(ع) آشنا شدند. زراره بن‏اَعین و ابابصیر و محمدبن‏مسلم و بریدبن‏معاویه و یونس‏بن‏عبدالرحمان و دیگراصحاب شاخص اهل‏بیت(ع) از این گروهند. در شأن ایشان, از امام صادق(ع) چنین روایت‏است

ما أجد أحداً أحیی ذکرنا و أحادیث أبی إلّا زراره و أبو بصیر المرادی و محمدبن‏مسلم و بریدبن‏معاویه. و لولا هؤلا , ما کان أحد یستنبط هدیً. هؤلا حفّاظ الدین و أُمنا أبی علی حلال اللَّه و حرامه و هم السابقون إلینا فی الدنیا و فی الآخره.(4)

این بزرگان, تنها, راوی حدیث نبودند, بلکه فقیهان بزرگی بودند که به‏عنوان حافظ مکتب و امینِ امامان معصوم(ع) شناخته می‏شدند و مردم نیز وظیفه داشتند که به‏ایشان به‏همین عنوان مراجعه کنند

پس‏از این آماده‏سازی و گسترش تدریجی تفکّر اهل‏بیت(ع) در مناطق مختلف – که تا عصر امام هشتم ادامه یافت – از زمان امام هفتم به‏بعد, ائمه(ع) همگام با این اقدام‏شان, به‏ایجاد تشکّلی عظیم از ارتباط با شیعیان که در سراسر جهان اسلام پراکنده بودند, دست‏زدند. پرداختن به‏موضوع وکلای ائمه(ع) بحثی حسّاس و مهم است که نیازمند نوشتاری مستقل است.(5) آن‏چه به‏طور اجمال می‏توان گفت, آن است که به‏نظر مورخّان و سیره‏نویسان, با توجه به‏گستردگی شیعیان در ایران و عراق و یمن و مصر و نواحی دیگر, به‏ویژه گسترش تشیّع در ایران, پس‏از سفر امام رضا(ع) به‏این سرزمین, سیستمی که ارتباط میان شیعیان و امامان معصوم(ع) را به‏صورتی محکم و پیوسته پدید می‏آورد, سیستم وکالت بود. اینان, کسانی بودند که از ناحیه امام رضا(ع) و امامان بعدی تا حضرت حجّت(عج), کارِ تنظیمِ ارتباطِ میان مردمِ پیرو اهل‏بیت و امامانشان را انجام می‏دادند. آن‏ها, علاوه برجمع‏آوری خمس, درباره پاسخگویی به‏مسایل کلامی و فقهی نیز مسؤولیت داشته و در تثبیتِ امامتِ امام بعدی, در منطقه خود, نقش به‏سزایی داشتند. از اخبار تاریخی به‏دست می‏آید که مناطقِ تحت نفوذِ سیستمِ وکالت, در چهار قسمت متمرکز بوده است: 1شامل بغداد و مدائن و سواد و کوفه؛ 2شامل بصره و اهواز؛ 3شامل قم و همدان؛ 4شامل حجاز و یمن و مصر.(6) این افراد, بیش‏تر به‏وسیله نامه و پیک‏های مخصوصِ خود ائمه(ع) و یا افراد مطمئن که برای حج یا زیارتِ کربلا, به‏حجاز و عراق سفر می‏کردند, با ائمه(ع) در ارتباط بودند. این است که بخش عمده‏ای از معارف فقهی و کلامیِ آن بزرگواران, به‏وسیله نامه و به‏عنوان (مکاتبه) در مصادر حدیثی آمده است. از دقت در سیستم وکالت و نقش و اختیاراتی که وکلای ائمه(ع) دارا بودند, به‏ویژه وکلای امام عصر(عج), در دوره غیبت صغرا, دو نکته قابل استنباط است

نخست آن‏که ایشان, افرادی عادی نبوده‏اند, بلکه از نظر علمی, برجسته و در رتبه‏ای بالا بودند و توان پاسخگویی به‏مشکلات علمی و حلّ معضلات فقهی و کلامی شیعیان را داشتند. اصولاً, یکی از مسؤولیت‏های سیستم وکالت, پاسخگویی به‏مسایل علمی شیعیان بود. این امر, نشان می‏دهد که ایشان, معمولاً, با توجه به‏اختلاف مراتب و منطقه و محدوده مأموریت خود, از فقیهان زمان خویش بوده‏اند

نکته دوم, آن است که اختیارات واگذار شده به‏ایشان, در حدّ یک وکالت معمولی نیست. انسان, وقتی در برخی از این مکاتبات و منابع تاریخی تأمل می‏کند, می‏یابد که در واقع, امامان(ع)ولایت سیاسی خود را تا آن جا که مقدور بود, به‏واسطه همین نایبان خود اِعمال می‏کردند و این‏ها, فقیهانی بودند که با نصب و تعیین خاص, مسؤولیت‏هایی را به‏دوش می‏کشیدند که بیش‏تر به(ولایت) شبیه بود. در واقع, سیستم وکالت, نوعی سیستم ولایت فقیه با نصب خاص و تحت اشراف امامان معصوم(ع) در عصر حضور بوده است

اکنون, به‏برخی از این شواهد تاریخی اشاره می‏کنیم

1در مکاتبه علی‏بن‏بلال, از امام هادی(ع) پس‏از حمد و ستایش خداوند, چنین منقول‏است: (ثم إنّی أقمت أباعلی مقامَ الحسین‏بن عبدربّه و ائتمنته علی ذالک)؛(7)

من, ابوعلی را به‏عنوان جانشین حسین‏بن عبد ربّه تعیین کردم و او را در این کار, امین خود قرار دادم

در این فراز, سخن از تعیین کردن یک امین در منطقه‏ای از سرزمین پهناور اسلامی است

پس‏از این نصب و تعیین, حضرت, نسبت به‏او چنین سفارش می‏کنند

و قد أعلم أنّکَ شیخ‏ناحیتک فأحببتُ إفرادک و إکرامک بالکتاب ذالک. فعلیک بالطاعه له و التسلیم إلیه جمیع الحق قبلک و أنْ تحضَّ موالیّ علی ذالک و تعرفهم من ذالک ما یصیر سبباً إلی عونه و کفایته فذالک توفیرٌ علینا؛

با توجه به‏آن‏که تو بزرگ ناحیه خود هستی, خواستم, تنها, به‏تو نامه بنگارم تا موجب اکرام تو باشد. برتو باد که از او (ابوعلی) اطاعت کنی و تمامی حقوق مالی که نزد توست, به‏او تسلیم کنی و دیگر دوستان ما را هم به‏این امر تشویق کنی و آن‏چه را که موجب یاری او می‏شود, به‏آنان گوشزد کنی؛ چون این کار, برای ما سودمند است

دقت در متن این نامه, وظایف و حدود اختیارات وکلا را و چگونگی ارتباط کسانی که جز چهره‏های متشخّص یک منطقه به‏حساب می‏آیند با نمایندگان امامان معصوم را نشان می‏دهد, به‏خصوص این که حضرت, به‏اطاعت از او فرمان می‏دهد

2در نامه دیگری, خطاب به‏شیعیان بغداد و مدائن و سواد و اطراف آن, ضمن اعلام وکالت اباعلی‏بن‏راشد و جایگزینی او به‏جای وکیلی دیگر, اطاعت از وی را اطاعت از خود و عصیان او را, عصیان از خود اعلام می‏کند

(فقد أوجبت فی طاعته, طاعتی و الخروجُ إلی عصیانه, الخروج إلی عصیانی؛ فالزموا الطریقَ)(8)

این که اطاعت و عصیان فردی, اطاعت و عصیان امام تلقی شود, به‏خوبی, نشانه دهنده موقعیت حسّاس اجتماعی آن فرد و مسؤولیت‏های مهم ناشی از آن است که هرگز با وکالت رایج امروزه تناسبی ندارد. در حقیقت, در این جا, (ولایت بالنیابه) کاملاً ملموس است

3یکی دیگر از وکلای امام جواد و امام هادی(ع) (ابراهیم‏بن‏محمد همدانی) است. امام, در نامه‏ای به‏او, ضمن اعلام وصول حسابهای خمسی می‏فرماید: (و کتبت إلی موالیّ بهمدان کتاباً أمرتهم بطاعتک و المصیر إلی أمرک و أن لا وکیل لی سواک)؛(9) به‏دوستان خود در همدان, نامه‏ای نوشته و به‏آنان پیروی از تو را فرمان دادم (و گفتم) که فرمان, فرمان توست و جز تو, ازطرف من, در آن ناحیه, وکیلی نیست

این موارد, گویای آن است که شیعیان در نقاط مختلف جهان, به‏وسیله سیستم وکالت, به‏هم مرتبط بودند تا مکتب اهل‏بیت(ع) حفظ شود و گسترش پیدا کند

4یکی از نواحی مهم و مراکز شیعه, نیشابور بود. وکیل امام عسکری(ع) در این شهر, (ابراهیم‏بن‏عبده) است. شأن و اختیارات این وکیل را از نامه امام(ع) به(عبداللَّه‏بن‏حَمْدُوَیه) می‏توان دریافت. در بخشی از این نامه می‏خوانیم

(و بعد, فقد بعثتُ لکم إبراهیم‏بن‏عبده, لیدفَعَ النواحی و أهل ناحیتک حقوقی الواجبهَ علیکم إلیه. و جعلتُه ثقتی و أمِینی عند موالیّ هناک)؛(10) من, ابراهیم‏بن‏عبده را برای شما نصب کردم تا مردم آن ناحیه, حقوق واجب شرعی خود (خمس) را به‏او بپردازند و او را در آن‏جا, ثقه و امین خود قرار دادم

5مفصل‏ترین نامه امام عسکری(ع) توقیعی است که به(اسحاق‏بن‏اسماعیل نیشابوری) نگاشته‏اند و در آن, اسحاق را به‏عنوان فرستاده خود نزد (ابراهیم‏بن‏عبده) که در بالا از او یاد شد, معرفی می‏کنند و می‏فرمایند: دوستان ما, در آن نواحی, حقوق واجب خود را به‏ابراهیم بدهند تا او نیز به‏رازی بدهد. این نامه را برای دوستان ما بخوان و از هیچ کس جز شیطانی که مخالف شماست, پنهان مدار.(11)

از این نامه‏ها به‏دست می‏آید که وکلای هر منطقه, وظیفه داشتند که پول را به‏دست وکلای دیگری که در تماس بیش‏تری با امام بوده‏اند, برسانند. وجود این پیوند, باعث احیای شیعه و مانع از هضم شدن آن‏ها در اکثریت جامعه می‏شد. همین شیوه ارتباط با شیعیان و برقراری نظام وکالت برای اداره امورِ پیروان اهل‏بیت(ع) در سراسر جهان اسلام – که از زمان امامان پیشین وجود داشت – در دوران غیبت صغرا نیز تداوم یافت. محور ارتباط وکیلان با امام(ع) همان نایبی بود که ازطرف امام‏زمان(عج), تعیین‏می‏شد

با این شیوه نیابت, شاهد حرکتی جدید ازطرف امام(عج) برای آماده‏سازی غیبت‏کبراهستیم

نقل است که ابوجعفر محمدبن‏عثمان عمری (نایب دوم امام زمان(ع)) ده وکیل در بغداد داشته که نزدیک‏ترین آن‏ها به‏وی (حسین‏بن‏روح) بوده است که بعداً نایب سوم شد

یکی از تفاوت‏های عمده این نایبان با وکلای دیگر, این بود که در برابروجوه دریافتی, قبض رسید از آن‏ها دریافت نمی‏شد.(12)

 

لینک کمکی