فایل word مقاله آموزش و پرورش در عصر خوانين يزد

    —         —    

ارتباط با ما     —     لیست پایان‌نامه‌ها

... دانلود ...

 فایل word مقاله آموزش و پرورش در عصر خوانين يزد دارای 25 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد فایل word مقاله آموزش و پرورش در عصر خوانين يزد  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه فایل word مقاله آموزش و پرورش در عصر خوانين يزد

چکیده    
مقدمه    
آموزش و پرورش در عصر خوانین یزد    
رویاروئی با روحانیت در زمینه ی آموزش و پرورش    
نتیجه بحث مدارس جدید    
مروری بر دیگر سیاست‌های فرهنگی حکومت رضاشاه    
ایجاد جامعه‌ای شبه‌غربی و مدرنیسم    
پهلویسم (ایران‌گرایی و شاه‌پرستی)    
خلاصه و نتیجه گیری    
منابع    

بخشی از منابع و مراجع پروژه فایل word مقاله آموزش و پرورش در عصر خوانين يزد

[9]. اسناد سازمان اسناد ملی‌ایران‌, اسناد نخست وزیری‌, سازمان پرورش افکار‌, 1319, پاکت 3268‌, شماره تنظیم 108011

[8]. جنتی‌, ابوالقاسم؛ تاریخ تئاتر معاصر‌ایران‌, یغما‌, سال ششم (1332)‌, شماره 7‌, ص 286 – 290

[7]. صفایی‌, ابراهیم؛ رضاشاه کبیر و تحولات فرهنگی‌, ص 69

 [6]. دلفانی‌, محمود؛ فرهنگ ستیزی در دوره رضاشاه (اسناد مربوط به سازمان پرورش افکار)‌, تهران‌, سازمان اسناد ملی‌ایران‌, 1375‌, ص43- 48

[5]. عصر پهلوی به روایت اسناد‌, ص46

[4]. زن‌ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید‌, همان‌, ص89

[3]. سازمان اسناد ملی‌ایران‌, اسناد کامپیوتری شماره 21000299

[2]. بامداد‌, بدرالملوک؛ زن‌ایرانی از انقلاب مشروطیت تا انقلاب سفید‌, تهران‌, ابن سینا‌, 1347‌, ص46- 48

[11]. صدیق‌, عیسی؛ تاریخ فرهنگ‌ایران‌, انتشارات دهخدا‌, ص 373

[10]. همراز‌, ویدا؛ نهادهای فرهنگی در حکومت رضاشاه‌, مجله تاریخ معاصر‌ایران‌, سال اول‌, شماره اول‌, ص 55- 54

[1]. همراز‌, ویدا؛ نهادهای فرهنگی در حکومت رضاشاه‌, مجله تاریخ معاصر‌ایران‌, سال اول‌, شماره اول, ص 54- 55 و زهیری‌, علیرضا؛ عصر پهلوی به روایت اسناد‌, قم‌, دفتر نشر و پخش معارف‌, 1379‌, چاپ اول‌, ص 44

چکیده

برنامه ی تحصیلی بلند پروازانه ای که در دوران پهلوی اول, برای گسترش آموزش و تغییر نظام تعلیم و تربیت, که منحصر به شهرها بود, با مشکلاتی از جمله کمبود آموزگاران ورزیده, روبه رو بود و برای رفع آن, قانون تعلیم و تربیت در سال 1312 به تصویب رسید. پیش بینی شده بود که تا سال 1317 تعداد 25 دانش سرای مقدماتی تأسیس شود. در شهریور 1320 , تعداد 36 دانش سرا در سطوح مختلف در سراسر کشور وجود داشت

ازسال 1304 به بعد, مکتب خانه های قدیمی با گسترش مدارس جدید, تعطیل و روحانیون از آموزش رسمی حذف شدند. کسانی می توانستند به تعلیم و تربیت ادامه دهند که از لباس روحانیت خارج شده و ضوابط وزارت فرهنگ را بپذیرند. نظام آموزشی دوران پهلوی اول در تقابل رویارویی با روحانیت و ساخت مذهبی جامعه بود

کلید واژگان: مکتب خانه- خوانین-مدرسه-نظام


مقدمه

نظام جدید با شتاب زیادی به جامعه تحمیل شد تا موازنه ای بین فرهنگ قدیم و جدید ایجاد کند. نظام آموزشی قدیم, هر چند امکان تربیت فرزندان این مرز و بوم و رفع نیازهای کشور را نداشت, اما سیستم آموزش جدید مشکلات خاص خود را داشت. هر چند تعداد تحصیل کردگان, افزایش سریعی را نشان می دهد؛ اما این افراد دارای تحصیلات سطحی, نامتعادل, و انباشته از حقایق هضم نشده بودند

بدین طریق مدرسه های زیر نظر روحانیت, که شکل عمده ی تحصیل در عصر خوانین یزد بودند, اهمیت خود را در حد زیادی از دست دادند. نخبگان و طبقه های متوسط ایران با آهنگی فزاینده به مدرسه های دولتی روی آوردند و در سطوح بالاتر تحصیلی به دانشگاه تازه بنیاد تهران, مدرسه های فنی وزارتخانه های گوناگون, یا دانشگاه های خارج رفتند. توسعه ی دامنه ی آموزش و پرورش نیروی انسانی لازم دستگاه های رو به توسعه ی دولتی را تأمین می کرد؛ اما در عین حال به پیدایش و رشد طبقه ی جدید روشنفکر و صاحبان مشاغال تخصصی, پزشکی و مهندسی, کمک می نمود. از این گذشته, دولت با استفاده از نظام آموزشی, جلوی تفکر سیاسی آزاد را گرفت, نوعی همرنگ جماعت شدن و همگونی را بر روشنفکران تحمیل کرد. برنامه ی تحصیلی را طوری تنظیم نمود که چاپلوسی بنده وار, پشتیبانی تبلیغاتی و توجیه ایدئولوژیکی را القا کند

نظام حقوقی جدید ایران که در سال های 1319- 1307 , شکل گرفت و به اجرا گذاشته شد, هر چند بخشی از قواعد مذهبی را در خود داشت, اما بیش تر این قوانین بر اساس قوانین کشورهای اروپایی, بویژه فرانسه, بلژیک و ایتالیا تنظیم شده بود. بدین ترتیب, اختیارات محاکم مذهبی و شرعی از بین رفت. نقش روحانیون در امر قضاوت, معاملات, عقد و ازدواج به شدت کاهش یافت. و روحانیونی که می خواستند از این طریق معاش کنند, ناگزیر می بایست به قواعد مصوبه تن داده و با لباس غیر روحانی به شغل خود ادامه دهند

تصویب قوانین جدید, افزون بر کاستن از نقش دین و مذهب و روحانیون, در عرصه های مختلف عناصری را در معاملات وارد نمود که در ناسازگاری با احکام مذهبی بود. به عنوان مثال قواعد مذهبی, تجارت مسلمین روی بعضی کالاها مثل شراب و یا گرفتن بهره را حرام دانسته و اظهار نظر در مورد بعضی از احکام تجاری را بر عهده ی علمای مذهبی گذاشته بود

قانون ثبت اسناد و املاک در سال 1306 از تصویب مجلس گذشت. ماده ی اول قانون ثبت اسناد و املاک اجباری این بود که کلیه ی املاک, اعم از املاک مزروعی و مستغلات و ; باید در دفاتر دولتی ثبت گردد

لازم به ذکر است که تا قبل از تصویب این قانون, تنظیم اسناد و مدارک مربوط به معاملات, در دست حکام شرعی و علمای دینی بوده, هر چند این اسناد معتبر بود ولی اشکالاتی نیز داشت

حال با این شرایط چند سوال به ذهن می آید

1-    خوانین چه مدارسی را بنا کردند؟

2-    نظام حقوقی مدارسی که خوانین بنا کردند چه بود؟

3-    درآمد آن مدارس از کجا تامین می شد؟

آموزش و پرورش در عصر خوانین یزد

در سال 1315 آموزشگاهی در اداره ی ثبت اسناد و املاک برای تربیت متخصصان آن اداره تأسیس شد و کسانی که دوره ی یک ساله ی تحصیلی این آموزشگاه را طی کرده و موفق به گرفتن گواهی نامه ی رسمی می شدند, در اداره ی ثبت استخدام می شدند. کلاس نقشه برداری نیز در همین زمان افتتاح شد.( آبراهام یلسون. روابط سیاسی ایران و آمریکا, ترجمه باقر آرام, ص 28.)

قانون ازدواج در سال 1310 در مجلس تصوب شد و به موجب آن حق اجرای صیغه ی عقد به اشخاصی واگذار شد که دفتر ثبت رسمی ازدواج داشته باشند.( آبراهام یلسون. روابط سیاسی ایران و آمریکا, ترجمه باقر آرام, ص 28.)

رویاروئی با روحانیت در زمینه ی آموزش و پرورش

در تصمیم رضاشاه برای اصلاح نظام آموزش و پرورش, نیت ضمنی او تضعیف روحانیت بود. آموزش و پرورش ایران تا زمان انقلاب مشروطه, در دست روحانیون بود. مادی کردن (غیرمذهبی کردن) و غربی کردن کشور, به موازات یکدیگر صورت گرفت. تأکید نظام جدید آموزش و پرورش بر ورزش و تمرینات شبه نظامی, در واقع عکس العملی در برابر نهاد نظام قدیم مکتب خانه ها بود. دانش آموزان باهوش, در پشت میزها و در کلاس های بزرگی نشستند که مشرف بر زمین های بسکتبال بود. دیگر, چوب و فلک کردن دانش آموزان در حیاط مدرسه, صورت نمی گرفت, به جای آن, بایستی در برابر آموزگاران خردمندی سر فرود می آوردند که می خواستند به آن ها بفهمانند که هر چه درس بخوانند, باز هم کم خوانده اند, و باید دفترهای بزرگ خود را بگشایند

درس هایی تدریس می شد که از قدرت انسان برای غلبه بر محیط مادی پیرامونش, از پرورش جسمانی همراه با غرور, و از این اعتقاد که ایرانیان- اگر از سایر ملت ها برتر نباشند- همچون سایل ملل, شایسته هستند, سخن می گفت. این اندیشه, یک وزنه ی متقابل و لازم, در برابر تحقیرهای گذشته بود, اما زمینه ی سرخوردگی آینده را ریخت؛ امیدهایی را بیدار کرده که علمی نبود. این اندیشه را در نسل جوان تلقین کرد که می توان همه چیز را به دست آورد. این نادیده گرفتن حقیقت, تأثیر ناگوار در برنامه ریزی و توسعه در سال های پس از جنگ دوم جهانی باقی گذارد و روحیه ی آنان را به آسانی آسیب پذیر ساخت. حمله ی رضا شاه به طبقات مذهبی (روحانیون), در زمینه ی وضع قوانین صورت گرفت. بدین سان رضاه شاه آن ها را از وظیفه ی اجتماعی اصلی و منبع عمده ی درآمد مشروع شان محروم ساخت

تلاش سیستم, تلقین ارزش هایی بود که ملیت ایرانی را به دور از تاریخ 1300 سال حضور اسلام در این سرزمین, معرفی کند و در دروس تأکید بر تاریخ ایران قبل از اسلام می شد.(  مجله گنجینه اسناد, سال اول, دفتر اول, 1370, ص 82.)

نتیجه بحث مدارس جدید

آن چه که از بررسی تاریخ مکتب خانه ها به دست می آید این است که مکتب خانه ها دارای سازمان و با برنامه ی روشن نبودند و به گونه ی مستقل و یا پشتیبانی علما و روحانیون اداره می شد و معلمان مکتب نیز, از بین طلاب علوم دینی بوده و از کتاب ها و شیوه های آموزشی حوزه های علمیه بهره می گرفتند. این شیوه ی آموزشی سال های متمادی ادامه داشته و بدون هیچ دگرگونی به کار خود ادامه می داد و کم ترین توجهی نیز به دگرگونی های بین المللی و دگرگونی های شیوه های آموزشی در جهان از خود نشان نداد و حتی شمار زیادی از مکتب داران با افرادی که با بهره گیری از شیوه های جدید آموزشی از غرب, مدعی تغییر در شیوه ی آموزشی در ایران نیز بودند, سرسختانه به مبارزه برخاستند و هیچ گونه تغییر و تحول در روش های سنتی و قدیمی را برنتابیدند. این ناسازگاری بین دو شیوه و در واقع بین دو نظام آموزشی قدیم و جدید, در نهایت به دخالت دولت انجامید و در زمان پهلوی اول, دگرگونی های بسیاری در نظام آموزشی انجام پذیرفت که مهم ترین این دگرگونی ها خارج شدن نظام مکتب خانه ای و روحانیون از نظام آموزشی کشور بود. این امر نیز دارای آثار و پیامدهای فراوانی بود که به آن اشاره شد

لینک کمکی